سلام.سال نو مبارک.نورزتان پیروز.نمی دانم این پیغام ها چرا در نظر من اینقدر به کلیشه تبدیل شده است:امیدوارم سال خوبی داشته باشید.سالی سرشار از موفقیت و شادکامی و خجسته گی....همه ی این ها را فقط بلغور می کنیم. به هر حال نوروز خوبی اش این است که مذهبی نیست. برخلاف عید قربان و غدیرخم و کریسمس و مانند این ها. برای همین خیلی خوب قابلیت جهانی شدن دارد. و من نمی دانم ما چرا اینقدر دوست داریم جهانی شویم.از این که بگذریم من فکر می کنم این نوروز هم تبدیل شده است به یک کیچ.نمی دانم برداشت من از کیچ واقعا شبیه به همان چیزی است که در واقعیت وجود دارد یا نه. یک کیچ نفرت انگیز و تهوع آور.این حس ها وقتی به وجود می آید که صبح سال تحویل به جای اینکه حمام بروی ، لباس بپوشی و ادکلن بزنی توی تختت خواب جا بزنی. یا اینکه به جای اینکه بروی خانه ی این فامیل و آن فامیل و آن ها را ببوسیدشان و آجیل و نقل و نبات بخوری توی خانه کتابی بخوانی یا فیلمی ببینی. برای همین است که به نظر من نوروز یک جور کیچ است. یک جور به قول معروف "بچه مثبتی" است.یک جور کلیشه است. شاید این مقتضیات سن من است یا محتمل تر شاید تاثیر شرایط محیطی خانواده مان .به خصوص پدرم که او هم مثل من فکر می کند. او هم مثل من از دید و بازدید و صله ی ارحام و اینجور چیزها متنفر است. و تنها این ها را یک مشت احساسات رمانتیک کوچه بازاری و مبتذل می داند. زنده گی من مثل یک خط صاف است که کج و کوله نمی شود . این شاید بد باشد شاید خوب.به هر حال همین هست که هست. از این که بگذریم آقای خامنه ای امسال گفت که باید یک راه میانبر پیدا کنیم تا به شکوفایی و نوآوری برسیم. و من فکر می کنم که سی سال برای پیدا کردن یک راه میانبر زمان خیلی زیادی بود. سی سال دنبال راه میانبر گشتن و پیدا نکردن آن مسئله ی ماست. یا بهتر بگویم مسئله ی آنهاست. سی سال زمان کمی نبود که راه میانبر پیدا کنیم.

نوشته شده توسط یک گوریل فهیم یکشنبه چهارم فروردین 1387
|