تبليغاتX
گوریل فهیم - ستون نویسی های یک گوریل / آرشیو

بعد از حدود يك ماه تخته شدن در دانشگاه و علم و دانشجو ،همه در حياط جمع مي شوند و همديگر را مي بوسند،سال نو را تبريك مي گويند .عيدت مباركي،سالي سرشار از موفقيتي چيزي بلغور مي كنند و براي نقل و نبات و افزايش صميميت در گفتگوي بيش از حد رسمي پرانتزي باز مي كنند و كلمه هاي نوآوري و شكوفايي را مي اندازند تويش و به اداي مهران مديري به بهي مي گويند و بعد خيلي مبتذلانه مي خندند.وقتي از هر سورراخ سنبه اي صداي به به مي آيد توي گوشم صوت بع بع مي پيچد و در ذهنم جماعتي گوسفند وار يا مودبانه اش رعيت مسلك تداعي مي شود.كه چه طور يك كمدين آن ها را به چراگاهي خشك و كويري هدايت كرده است و همه يك صدا بع بع مي كنند و مي خندند.

نوشته شده توسط یک گوریل فهیم دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 |