تبليغاتX
گوریل فهیم - درست کردن بستنی از ماست

احمد شاملو در پیشگفتار کتاب "هایکو"، ترجمه‌ی اشعار حافظ به انگلیسی را به ماستی تشبیه می‌کند که ازش بستنی بسازند. آخرسر ملغمه‌ای که از فریزر در می‌آید نه ماست خواهد بود، نه بستنی... امروزه درست کردن بستنی از ماست خیلی مد شده است. سایت‌های ادبی‌ که می‌خواهند با ترجمه‌ی اشعار خارجی لینک‌‌هایشان را زیاد کنند بستنی ترش به خوردمان می‌دهند. فیلم‌های هالیوودی‌ای که هنوز روی پرده‌ی سینماهای بورلی هیلز هم بالا نرفته، با ترجمه‌ی زپرتی زیرنویس فارسی تو کارتن فیلم‌فروش‌های هفت حوض و آریاشهر ردیف شده‌اند. مترجم‌های حرفه‌ای هم برای دادن وام مسکن و لیزینگ ماشین و شهریه‌ی بچه‌هایشان باید هر ماه یک کتاب ترجمه شده بفرستند زیر چاپ. نتیجه‌اش همین می‌شود دیگر. اینکه هر چه یک شعر خارجی را بیشتر بخوانید، کمتر از آن سر در می‌آورید. اینکه بعد از دیدن فیلم‌های زیرنویس‌دار آخر سر هم نمی‌فهمید کی ازدواج کرده، کی کشته شده و کی قاتل بوده است.
نه... با یک دیکشنری آریانپور در دست نمی‌شود ریچارد براتیگان و آلن گینزبرگ را ترجمه کرد. باید کل ادبیات آمریکا را بلعید، باید با موسیقی دهه‌ی پنجاه و شصت بزرگ شد و باید کوچه پس کوچه‌های سانفرانسیسکو را پیاده گز کرد تا آدم بتواند جنبش بیت را به زبان فارسی ترجمه کند. چند وقت پیش یکی از مترجم‌های گردن کلفت حرف جالبی زده بود. اینکه باید هزار تا کتاب زبان اصلی را خواند و بعد، بهترین‌اش را برای ترجمه انتخاب کرد. ولی الآن فقط کافی است یک کتاب انگلیسی دست چندم پانصد تومانی تو بساط دست‌فروش‌های خیابان انقلاب پیدا شود. همیشه یکی هست که آن را بخرد و بدون آنکه حتی یک بار هم کتاب را تا ته بخواند شروع کند به ترجمه‌ کردن آن. این البته نتیجه‌ی قحطی کتاب خارجی در ایران هم هست. اگر پای درد دل مترجم‌ها بنشینید می‌فهمید که چطور برای پیدا کردن یک کتاب زبان اصلی باید از هفت خوان رستم بگذرند. و چقدر دست و پا برای خریدن سه چهار جلد کتاب از یک کشور خارجی شکسته می‌شود.
بدبختی دیگر این است که تو این دوره و زمانه  همه گیر می‌دهند انگلیسی یاد بگیرند و مترجم زبان انگلیسی بشوند. غافل از اینکه غول‌های ادبیات جهان به زبان‌های اسپانیایی، فرانسوی، روسی و غیره هم می‌نویسند. نتیجه‌اش این است که اکثر آثار غیر انگلیسی از رو ترجمه‌ی انگلیسی آن‌ها ترجمه می‌شود. ترجمه روی ترجمه. خیلی راحت می‌توان تصور کرد کتابی که دست ما می‌آید تا بخوانیمش، چه آش شله قلمکاری خواهد شد. 
توی این هیری ویری سر و کله‌ی نرم‌افزار‌های ترجمه هم پیدا شده است. ماشین ترجمه‌ی گوگل، بابیلن، و خیلی‌های دیگر. امیدوارم تا حالا گذرتان به این نرم‌افزارها نیافتاده باشد. گند می‌زند به زبان و دستور زبان و معنی کلمات. فقط برای این خوب است که اگر زبانتان خوب نیست، بتوانید سر در بیاورید که تو یک مقاله‌ی انگلیسی چی نوشته شده است. فقط به درد این می‌خورد که با استفاده از آن دو سه صفحه متن انگلیسی را تبدیل به حروف فارسی کنید، ازش پرینت بگیرید و برای اضافه نمره‌ی پایان ترم به استادتان قالب کنید.
+ چلچراغ، ۹ آبان ۸۸، شماره ۳۶۳

گ ف | یکشنبه 1388/08/17 |