پدرم میگوید زندگی مثل مدادی میماند که آن را بگیرید دستتان و باهاش مشقی انشایی چیزی بنویسید. باید با مدادتان نرم و روان بنویسید. نباید تمام وزنتان را بیاندازید روی نوک آن. که زرت و زرت بشکند و شما هم زرت و زرت آن را بتراشید. اینجوری مدادتان دیرتر کوچک میشود و به پاککن تهش میرسد...
پدرم بیچاره نمیداند شرح حال مداد بچهاش فعلا یک همچین چیزی است:
