ساعت نه شب است و در محل کار نشسته‌ام و دارم قهوه‌ام را سق می‌زنم با یک تکه کیک ته مانده از یک همایش که در لابی شرکت برگزار شده بود. مقداری کمردرد دارم. آیا این نشانه ورود به میانسالگی است؟

من اینجا در ساعت نه شب در اوایل سی و هشت سالگی نشسته‌ام و دارم قهوه‌ام را سق می‌زنم و به این فکر می‌کنم که چهل سال اول را تا حدودی طی کرده‌ام و اگر همه‌چیز خوب پیش برود چهل سال دیگر به ادامه مسیر مانده است.

چهل سال دیگر شاید این وبلاگ همچنان باز باشد و من بیایم و چند خط دیگر بنویسم و به شما بگویم که داریم به پایان وبلاگ گوریل فهیم نزدیک می‌شویم.

نوشته شده توسط گ ف | در چهارشنبه ۱۴۰۳/۱۲/۰۸ |