آن‌ها هر هشت ساعت به ماتحتم با سرنگ‌هاي قطور ايدئولوژي تزريق مي‌كنند.
و هر پنج ساعت سرم‌هاي اخلاقم را عوض مي‌كنند.
مغزم را از جمجمه درآورده‌اند و در يك مايع سرد و لزج قرارش داده‌اند؛
با يك مولد الكتريكي قوي به آن ولتاژهاي سرسام‌آوري هدايت مي‌كنند...
لب‌هايم با سيم‌هاي پولادين به هم دوخته شده
و گوش‌هايم آكنده است از اصوات خاكستري، آهني و ممتد...
قلبم خون سرد و يخ زده پمپاژ مي‌كند.
نوشته شده توسط گ ف | در چهارشنبه ۱۳۸۸/۱۰/۰۲ |