سهتارم را
در دستگاه آواز تو کوک کردهام
تا تمام شب
زخمهزنان
خاموشی این خانه را
با خُنیای خندههایت
آکنده کنم
برچسبها:
دفتر شعر

نوشته شده توسط گ ف | در یکشنبه ۱۳۹۵/۰۳/۳۰
|
لبهای تو
برای نوشیدن شراب است و
لبهای من
برای زمزمهی شعرهایم
کنار گوشهایت
برچسبها:
دفتر شعر

نوشته شده توسط گ ف | در دوشنبه ۱۳۹۵/۰۳/۲۴
|
بعد از دو ساعت ورزش جلوی آینه ایستادم تا بفهمم بالاخره سیکسپک درآوردهام یا نه. بعد دیدم حداقل دو تا پک در حال رشد و نمو است. اول کلی خوشحال شدم و از شوق نزدیک بود پیراهن دریده و گریان سر به بیابان بگذارم. بعد از چند لحظه تازه فهمیدم همان دو پک هم بیرونزدگی استخوان دنده است. این بار از سرخوردگی رفتم و در افق محو شدم.
- رسائل الگوریل (راستی ده بار پشت سر هم بگویید رسائل الگوریل)
برچسبها:
روزمره

نوشته شده توسط گ ف | در یکشنبه ۱۳۹۵/۰۳/۲۳
|
بگذار برای سالها
افسون شوم
همچون راهبی بودایی
در تبت نگاه تو
برچسبها:
دفتر شعر

نوشته شده توسط گ ف | در یکشنبه ۱۳۹۵/۰۳/۰۲
|