دیروز یکی از دوستهایم گفت تو خودت را خیلی میگیری و خیال میکنی از دماغ فیل افتادهای. از این حرفش خیلی خوشم آمد. به این دلیل که من تا الآن برعکسش را فکر میکردم و حس میکردم زیادی مهربان و گوگولی هستم. بعضی موقعها دوست دارم یک سری آدمها ازم متنفر باشند و من را تو لیست تنفرشان قرار بدهند. اصلا این برای مارکتینگ هم خوب است. یکی از اصول مارکتینگ که تازگیها درباهاش خواندم این است که یک سری هم از شما متنفر باشند. حضرت ترامپ هم همینجوری مارکتینگ میکند برای خودش. حالا اگر ببینم تعداد آدمهایی که ازم متنفر میشوند روز به روز افزایش قابل توجهی پیدا میکند شاید برای دوره بعدی در انتخابات آمریکا برای رئیس جمهوری کاندید شدم.
نویسنده این سطور خیلی علاقه داشت که یک جمجمه گاومیش یا بایسون به دیوار خانهاش نصب کند. او به المانهای معماری داخلی سبک جنوب آمریکا که متاثر از بومیان آمریکایی است بسیار علاقهمند میباشد. گاهی وقتها حس میکند در زندگی گذشتهاش رئیس قبیله چروکی بوده و برای تزیین چادر سرخپوستی از یکی از همین جمجمهها استفاده میکرده.
پس از مدتی نویسنده این سطور تصمیم گرفت یک جمجمه گاومیش خریداری کند. با اینحال گزینه واقعی آن حدود پانصد دلار بود و خریدن آن نویسنده این سطور را با ورشکستگی مواجه میکرد.
از طرف دیگر میترسید که نصف شب از خواب بیدار شود و خانه را ببیند که پر شده از ارواح سرگردان گاومیشهای نبراسکا و بایسونهای یلواستون. و همینطور فکر میکرد داشتن جمجمه واقعی گاومیش در خانه یک جور حس خشونت را برای آدم تداعی میکند.
در نتیجه تصمیم بر آن شد که یک ورژن تزیینی از آن خریداری شود. حدود صد دلار. جنس جمجمه به احتمال زیاد گچ میباشد. در حال حاضر جمجمه کذایی به دیوار اتاق نصب شده، نویسنده این سطور خوشحال است و یک موزیک بومی آمریکایی هم در حال پخش شدن در خانه است.