دنبال آن هستم که یک لیست سیاه از آدم‌هایی که ازشان بدم می‌آید تهیه کنم. فکر کنم تمام آدم‌های دور و برم را شامل بشود.
الآن تو دست‌شویی کتابخانه‌ی ملی بودم و داشتم دستم را می‌شستم. یک نفر کنار دستم ایستاده بود و او هم داشت دستش را می‌شست. علاقه‌ی عجیبی پیدا کردم که یک مشت بزنم توی صورتش.
داشتم از پله‌های دست‌شویی بالا می‌رفتم و یک دفعه باز نزدیک بود مبتلا به  آنکوفیلی بشوم. آنکوفیلی اسم بیماری‌ای است که در آن آدم‌ها را با هم اشتباهی می‌گرید. من دچار آنکوفیلی حاد هستم. یک بار توی کافه آنکوفیلی‌ام عود کرد و یک پسر جوان را با یکی از دوستانم عوضی گرفتم. حدود هفت هشت نفر دورش نشسته بودند. رفتم جلو و سلام کردم. به محض اینکه سلام کردم فهمیدم طرف را عوضی گرفته‌ام. به همین خاطر روش همیشگی‌ام را در مبارزه با آنکوفیلی به کار بردم. به این صورت که اصلا به روی خودم نیاوردم دچار اشتباه در تشخیص او شده‌ام. یکی دو دقیقه‌ای باهاش صحبت کردم و از کار و بارش پرسیدم. نمی‌دانم توی دلش داشت چه چیزی راجع به من فکر می‌کرد و همچنین نمی‌دانم بعد از اینکه من آن کافه را ترک کردم چه شعر و وعری به دوستانش گفت.
یکی دیگر از معضلات من آکیونارسیسم است که گاهی به آن دچار می‌شوم. آکیونارسیست‌ها حس این را دارند که در داخل آکواریوم قرار دارند و آدم‌های اطرافشان را در خارج از آن می‌بینند. این دسته از آدم‌ها صدای حرف زدن دیگران را جوری می‌شنوند که انگار در داخل یک استخر غرق شده‌اند و عده‌ای بیرون استخر دارند فریاد می‌کشند. قیافه‌ی آن‌ها را هم کاملا به صورت مواج و متحرک می‌بینند. بعد انگار یک جور دنیای خاصی است که شکل انتزاعی زندگی با شکل واقعی آن ترکیب شده است و شما نمی‌فهمید که اصولا الآن در کدام یک از این حالت‌ها قرار دارید.
تصور کنید که من به مثابه‌ی یک آدم در داخل جامعه دچار آنکوفیلی و آکیونارسیسم باشم و بعد بخواهم با این افراد ارتباط بهینه‌ای هم پیدا کنم. می‌توانید درک کنید که دچار چه تالمی خواهم شد.

پ ن: این دو تا بیماری را خودم کشف کرده‌ام و خودم هم رویشان اسم گذاشته‌ام. حق ثبت اسم این دو بیماری محفوظ است.

نوشته شده توسط گ ف | در جمعه ۱۳۹۱/۰۱/۱۱ |

عین خیالشان نیست که برای این همه مردم دنیا اعصاب نگذاشته‌اند. یکی‌اش خود من. ده دقیقه که به یکی از این مسابقات فوتبال جام جهانی نگاه می‌کنم سرسام می‌گیرم و کانال تلویزیون را عوض می‌کنم. من که کلا علاقه‌ام به فوتبال چیزی در حد و اندازه‌ی لوبیا چشم بلبلی است. حالا آفتاب از کدام طرف در بیاید که به خاطر جام جهانی و به خاطر دیدن ادا و اطوارهای مارادونا بنشینم پای یک مسابقه‌ی فوتبال.
لامصب‌ها هر کدامشان یکی از این بوق‌ها را که به قول خودشان صدای فیل می‌دهد، می‌آورند توی استادیوم و تا آخر بازی توی آن فوت می‌کنند. من نمی‌دانم این همه انرژی را از کجایشان در آورده‌اند. من مانده‌ام چطور می‌شود چند ده هزار نفر آدم چیزی حدود دو ساعت با تمام شدت و حدت توی «وو-وو-زیلا»هایشان فوت کنند و آخر سر با گوش‌های سالم از استودیو بیرون بروند.
داشتم به این فکر می‌کردم که چهار تا پلیس بگذارند دم در استادیوم و این ووووزلاها را از دست مردم بگیرند. به همین راحتی می‌شود جلوی سرسام و اعصاب خوردی چند صد میلیون تماشاچی مسابقات فوتبال را گرفت. الآن که یک مقداری تو اینترنت سرچ کردم دیدم نه بابا، جریان دعوا سر این بوق‌ها بیشتر از این حرف‌هاست. یک عالمه مربی و بازیکن و مسئول فدراسیون صدایشان درآمده. هنوز هم صرفا به این خاطر بساط این بوق‌ها جمع نشده که یک جورهایی نشان و نماد فرهنگ بومی آفریقای جنوبی محسوب می‌شود. یکی از مسئولین فیفا گفته است: «ما نمی‌خواهیم جام جهانی آفریقا را اروپایی برگزار کنیم». و این یعنی اینکه ما در حال دیدن و به معنای بهتر، شنیدن جام جهانی از نوع آفریقایی آن هستیم. به هر حال درست است که فرهنگ بومی یک منطقه حال و هوای خودش را دارد و کلی به یک اتفاق جهانی نوستالژی می‌دهد ولی این باعث نمی‌شود که دیگر شورش را در بیاورند و اینجوری با بوق زدنشان ماتحت دنیا را پاره کنند.

نوشته شده توسط گ ف | در دوشنبه ۱۳۸۹/۰۳/۲۴ |
توزیع سرمربی آمریکایی و پرتقال اسرائیلی در ایران.
نوشته شده توسط گ ف | در دوشنبه ۱۳۸۸/۰۲/۰۷ |

لیست زیر اشخاصی هستند که مجله‌ی نیوزویک به عنوان پنجاه فرد قدرتمند جهان انتخابشان کرده است. بدیهی است که ترتیب اسامی، میزان تاثیر آن‌ها بر امور جهان را مشخص می‌کند. سمت یا شغل افراد را در کنار اسامی نوشتم تا آشنایی بیشتری نسبت‌ به آن‌ها صورت بگیرد. مطلب اصلی و مقاله‌های نوشته شده درباره‌ی این اشخاص را می‌توانید در این‌جا بخوانید.

1- باراک اوباما، رئيس جمهور منتخب آمريکا
2- هوجين تائو، رئيس جمهور چين
3- نيکلاس سارکوزي، رئيس جمهور فرانسه
4- بن شالوم برنانکي، رئيس بانک مرکزي آمريکا
5- ژان-کلود تريکت، رئيس بانک مرکزي اروپا
6- ماسائاکي شيريکاوا، رئيس بانک ژاپن
7- گوردن براون، نخست‌وزير انگلستان
8- آنگلا مرکل، نخست‌وزير آلمان
9- ولاديمير پوتين، نخست‌وزير روسيه
10- عبدالله بن عبدالعزيز السعود، پادشاه عربستان
11- آيت‌الله علي خامنه‌اي، رهبر ايران
12- کيم جونگ دوم، رهبر کره‌ي شمالي
13- هيلاري کلينتون، وزير خارجه‌ي آينده‌ي آمريکا
14- بيل کلينتون، رئيس جمهور سابق آمريکا
15- تيموتي گيتنر، رئيس بانک فدرال نيويورک
16- ژنرال ديويد پتريوس، فرمانده‌ي نيروهاي آمريکايي در خاورميانه و آسياي مرکزي
17- سونيا گاندي، رهبر حزب کنگره‌ي هند
18- لوئيز ايناسيو لولا داسيلوا، رئيس جمهور برزيل
19- وارن بافت، سرمايه دار آمريکايي و ثروتمندترين فرد جهان
20- ژنرال اشفاق پرويز کياني، فرمانده ارتش پاکستان
21- نوري المالکي، نخست‌وزير عراق
22- بيل گيتس، مدير مايکروسافت و مدير بزرگ‌ترين موسسه‌ي خيريه‌ي جهان، بنياد گيتس
23- مليندا گيتس، به همراه بيل گيتس، مدير بنياد گيتس
24- نانسي پلوسي، رئيس مجلس نماينده‌گان آمريکا
25- خليفة بن زايد بن سلطان النهيان‎، رئيس جمهور امارات متحده‌ي عربي
26- مايک دوک، رييس کمپاني وال-مارت اينترنشنال
27- رام امانوئيل، رئيس آينده‌ي کارکنان کاخ سفيد آمريکا
28- اريک اشميت، مدير عامل و مدير اجرايي شرکت گوگل و عضو مجمع گرداننده‌گان شرکت اپل
29- جيمي ديمون، رئيس کمپاني جي‌پي مورگان چيس و کو (JPMorgan Chase & Co)
30- ديويد اکسلرود، مشاور ارشد اوباما
31- والري بومن جارت*، مشاور ارشد اوباما
32- دومينيک استروس کان، رييس صندوق بين‌المللي پول و عضو حزب سوسيال دموکرات فرانسه
33- رکس تيلرسون، رييس شرکت اکسون مبيل
34- استيو جابز، مدير ارشد عملياتي شرکت رايانه‌اي اپل
35- جان لستر، انیماتور والت دیزنی و پیکسار
36- مايکل بلومبرگ، شهردار نیویورک
37- پاپ بنديکت شانزدهم، رهبر کاتوليک‌هاي جهان
38- کاتسوئاکی واتانابه، مدیرعامل شرکت تویوتا
39- روپرت مرداک، سرمایه‌دار آمریکایی و مدیر شرکت نیوز کورپریشن
40- جف بزوس، مدیر سایت آمازون
41- شاهرخ خان، بازيگر هندي
42- اسامه بن لادن، رهبر القاعده
43- حسن نصرالله، رهبر حزب‌الله
44- دکتر مارگارت چان، مدیر سازمان بهداشت جهانی
45- کارلوس اسلیم هلو، مدیرعامل و سرمایه‌دار مکزیکی، ثروتمندترین مرد جهان در سال 2007 بر اساس مجله‌ی وال استریت جورنال و فورچون
46- دالاي لاما، رهبر بوداييان تبت
47- اوپرا وينفري، شووومن آمريکايي
48- عمرو خالد، اندیشمند عرب
49- ای ای ادبوی، کشیش آمریکایی و واعظ کلیسا
50- جيم راجرز، سرمایه‌گذار آمریکایی و کارشناس کالا **

*پدر والري پزشک آمريکايي مقيم ايران بوده است. والري در شيراز به دنيا آمده.
**القابی که پیش از برخی اسامی قرار گرفته، توسط نیوزویک نوشته شده است.

برچسب: ژورنال

نوشته شده توسط گ ف | در دوشنبه ۱۳۸۷/۱۰/۰۲ |