آبان 1385 وقتی بود که نوشتن این وبلاگ را شروع کردم. حالا نه سال است که از نوشتن این وبلاگ می گذرد. در واقع ‏وبلاگ‌نویسی را سال 1383 شروع کردم. یک وبلاگ خیلی خوب داشتم. اسمش را از یکی از شعرهای شل سیلور استاین گرفته ‏بودم: کمی نوازشم کن. هنوز هم هست. می‌توانید در اینجا* آن را بخوانید. یک سری از دوستانم آنجا را دنبال می‌کردند و به همین ‏خاطر نمی‌توانستم با خیال راحت بنویسم. برای فرار از خودسانسوری گوریل فهیم را درست کردم. تا چند وقت پیش وقتی ازم ‏می‌پرسیدند چرا گوریل فهیم، واقعن نمی‌دانستم چه جوابی باید بدهم. یکی از روزهای آبان 1385 چنین ترکیبی به نظرم خوشایند ‏آمد و به خاطر همین اسم وبلاگ را گوریل فهیم گذاشتم. ولی اگر الآن از من بپرسید چرا گوریل فهیم؟، برایتان جمله‌ای از امیل ‏سیوران نویسنده‌ی رومانیایی را نقل می‌کنم که یکی از دوستان شاعرم برایم نقل کرده بود: ‏
‏"غم بی کرانی که از نگاه گوریل ها ساطع می شود ‏
جانوری عزادار
من از تبار نگاه او هستم"‏ 

بعدها دوباره از آن تنهایی دنج وبلاگی بیرون آمدم. با خیلی‌ها ارتباط برقرار کردم و خیلی از دوستان دنیای واقعی‌ام هم اینجا را ‏خواندند. برای همین دوباره خودسانسوری شروع به جویدن نوشته‌هایم کرد. تازه فهمیده‌ام که باید با خودسانسوری کنار آمد. حتی ‏اگر تو دفترچه‌ی یادداشت شخصی‌ام هم بنویسم مجبورم خودسانسوری کنم، چون ممکن است یکی از نزدیکانم دفترچه را ‏ناخودآگاه باز کند و شروع به خواندن نوشته‌های کثیف سانسور نشده‌ام کند. بله، نوشته‌های من ممکن است خیلی کثیف باشد. ‏چونکه ذهنم خیلی کثیف است. کثیف خوب البته. پر از اغتشاشات و تلاطمات است. و ممکن است خیلی‌ها آن را برنتابند. آرزویم ‏این بود که همه‌شان را می‌نوشتم. ولی الآن مجبورم موقع خواب توی دلم آن‌ها را مرور کنم. ‏ 

قبلن‌ها در وبلاگم مخاطبان بیشتری داشتم. الآن احساس می‌کنم تعداد کسانی که اینجا را می‌خوانند کم شده است. یکی از دلایلش ‏شاید این باشد که خودسانسوری‌ام زیاد شده است. یکی دیگر از دلایلش هم این است که وبلاگ جایش را به شبکه‌های اجتماعی داده ‏است. ولی من آدم کلاسیکی هستم. یعنی دوست دارم آدم کلاسیکی باشم و همچنان به وبلاگ‌نویسی به عنوان یک آکسیون ‏کلاسیک ادامه بدهم. مثل پیرمردی که در یک باند گمنام در یک بار دورافتاده تا آخر عمرش ساکسیفون می‌نوازد؛ حتی اگر تنها ‏یک نفر پشت پیشخوان بار نشسته باشد و به اجرای نوازنده‌ی ساکسیفون گوش بدهد.‏

‏*‏
http://sia.parsiblog.com/Archive/1‎

نوشته شده توسط گ ف | در جمعه ۱۳۹۳/۰۸/۲۳ |