
وقتی که به اثر هنری جدیدم نگاه میکنم، باید به اجرای ویولن هیجان انگیزی از کارهای نیکولو پاگانینی گوش بدهم و به ایدهی "هنر برای هنر" فکر کنم...
بزرگ که شدم، یعنی بزرگتر که شدم، و برای اشتغال در حرفهی نویسندگی در پاریس سکنی گزیدم، خودم را به یک همچین تیپی در میآورم. از این کلاهها، از آن عینکها، کراوات، کت و شلوار راه راه، کیف بندی شبیه کیف پستچیها و پیپی کنار لبم.
آقایی که در عکس میبینید، تا آنجایی که من دستگیرم شده، یک شهروند انگلیسیست که در مراسم Haworth 1940's Weekend شرکت کرده است. این مراسم در انگلستان برگزار میشود؛ که در آن مردم به خیابانها میآیند، میرقصند و مینوشند.
و اینکه پیپ (یا چیزی شبیه پیپ) بالا، همانی است که شکوفه بهم هدیه داده بود.