چند روز از شب یلدا گذشته است و من تازه دارم یک کاسه پر از انار "دون دون" می‌خورم. هر کدام از دانه‌های آن اندازه‌ی یک آب لمبوی کامل، آب می‌پاشاند توی دهانم. واقعا حس خیلی خوبی دارد که این انارها را بلمبانم و در همین حال فیس‌بوکم را باز کنم و ببینم تو این چند روزی که به اینترنت سر نزده‌ام هفت هشت نفر من را add کرده‌اند.
اصلا برای یک لحظه جا خوردم. نه به آن وضعیت اسفباری که تو کتابخانه‌ی ملی بهم دست می‌دهد (از مسیر سالن کتابخانه تا دستشویی تنها و بی‌کس از کنار گروه‌های دوستی چهار پنج نفره‌ای رد می‌شوم که با هم در حال بگو بخند و خوردن شکلات میلکا با چای هستند) و نه به اینکه یک دفعه بروم تو فیس‌بوک و ببینم wow، هفت نفر ادم کرده‌اند.
امروز در حد این چینی‌هایی شدم که از کله‌ی سحر تا بوق سگ مشغول سگ دو زدن هستند. ساعت هفت صبح که با آهنگ دیم دارام "دیماکرسی ایز کامینگ تو د یو اس ای" آقای لئونارد کوهن از خواب پریدم و خودم را برای تراشیدن ریش و گرفتن یک دوش آب داغ داغ داغ پرت کردم توی حمام. در حالی که داشتم به آقا و خانم همسایه‌ی بیچاره‌مان فکر می‌کردم که مجبورند هر روز صبح در وضعیت خوابیده تو بغل همدیگر، به آهنگ عجیب و غریب آلارم موبایل من گوش بدهند.
بعد هم از ساعت هشت و نیم تا پنج عصر رفتم به شرکت مشاوری که حدود یک ماه است در آنجا کار می‌کنم. یک جورهایی خودم را در آنجا جا انداخته و کلا محیطش را دوست دارم. به خصوص اینکه رئیس شرکت هم به من یک سری کارهای اختصاصی می‌دهد که با رشته‌ی درسی‌ام جور در می‌آید.
در ادامه‌ی تبدیل شدن به یک موجود پرمشغله ساعت پنج عصر، بعد از تعطیلی شرکت خودم را مثل برق رساندم به کتابخانه‌ی ملی و تا نه شب هم در آنجا روی سمینارم کار کردم. هر چند سرعت پیشرفتم در موضوعی که برای سمینارم انتخاب کرده‌ام خیلی پایین است و این موضوع لعنتی بدجوری سخت است و پدر آدم را در می‌آورد، ولی اگر همین‌طور ادامه بدهم و هر روز بعد از ساعت کار بروم کتابخانه می‌توانم یک جورهایی از پسش بر بیایم.
خلاصه اینکه الآن ساعت یک ربع به دوازده است و این یعنی اگر همین الآن خودم را بیاندازم تو تخت، بیشتر از هفت ساعت و ربع نمی‌توانم بخوابم. با توجه به اینکه ساعت فیزیولوژیک بدن من بدجوری حساس و سوسول است، چهل و پنج دقیقه خواب کم خواهم آورد و نخواهم توانست هشت ساعت خواب کامل و آرام و بی دغدغه داشته باشم. و این هم یعنی اینکه فردا صبح با دیم دارام "دیماکرسی ایز کامینگ تو د یو اس ای" بدجوری بدخواب خواهم شد.
فاک.

نوشته شده توسط گ ف | در دوشنبه ۱۳۸۹/۱۰/۰۶ |