همیشه به این فکر می کنم که هر چه قدر زمان به جلو پیش می رود ،ما داریم مصنوعی تر می شویم. از نوع طبیعی خود فاصله می گیریم.در شهرهایی زنده گی می کنیم که کاملا مصنوعی هستند.این خیابان،کوچه ،آپارتمان ،پشت سر هم هستند که کنار هم انباشته می شوند و به گونه ی تصاعدی رشد می کنند.شاید یکی دو درخت هم آن وسط ها برای خود بلولند و به زور آبیاری شهرداری روزگاری بگذرانند.ولی نمی شود با این دو سه درخت ،به زور خاصیت مصنوعی شهر را از بین برد.طبیعت ما وابسته به فضای سبز و منابع آب شیرین است.البته من نمی گویم که بیاییم و دوازده میلیون ساکن تهران را پخش و پلا کنیم توی دهات و کوه و جنگل. آپارتمان ها و ماشین هایشان را بگیریم و بگوییم بروید توی فلان خانه ی کاه گلی زنده گی کنید و و دولت نهم هم به هر کدامتان یک گاو می دهد تا با دوشاندن شیرش گذران زنده گی کنید. باید پذیرفت که تمام این فرآیند مصنوعی شدن با همان سه موج آلوین تافلر شکل گرفته است.انقلاب کشاورزی - انقلاب صنعتی - انقلاب انفورماتیک.و نمی شود این فرآیند را به صورت مصنوعی ،از حالت مصنوعی بودنش خارج کرد.
فیلم بابل را اگر دیده باشید،می توانید با چهار تا جامعه در گوشه کنار جهان آشنا شوید: آمریکا،مکزیک،ژاپن و مغرب (یا یکی دیگر از کشورهای آفریقای شمالی).اگر این فیلم را دیده باشید ،فکر کنم با نظر من موافق خواهید بود که در این چهار لوکیشن فیلم برداری ،قشر روستایی مکزیک از همه "طبیعی "تر و "شاد" تر هستند و قشر شهری ژاپنی - توکیویی از همه "مصنوعی" تر.
یکی دیگر از فیلم هایی هم که می شود این مصنوعیت فجیع را در توکیوی ژاپن مشاهده کرد،فیلم "کلوب خودکشی" است.مطالب بالا در حقیقت مقدمه ای بود که بحث را به کلوب های خودکشی ژاپنی بکشانم.این کلوب های خودکشی را دقیقا می شود یک نتیجه ی اصلی از جامعه ی شدیدا مصنوعی شده ی ژاپن در نظر گرفت.به این خاطر که خودکشی هم یک پدیده ی غیر طبیعی است. باری بعد از این مقدمه پردازی ها ،بحث اصلی را باز می گذارم که بعدا در مورد آن بنویسم.فقط به این خاطر که از جذابیت موضوع کاسته نشود پیشنهاد می کنم سری به این صفحه ی اینترنتی بزنید.در اینجا.نقطه های قرمز نشانگر افرادی هستند که خودکشی کرده و مرده اند. و نقطه های سفید معرف آن هایی که در آینده ی نزدیک قصد خودکشی دارند.