اگر از من بپرسند چه سازی را در تمام عمرم از همه بیشتر دوست داشته‌ام و دارم می‌گویم ویولنسل. ویولنسل مثل دختر مرفه زیبارویی می‌ماند که در یک خانه‌ی شیک و گرانقیمت در منهتن نیویورک زندگی می‌کند و من هرازگاهی از کنار اتاق دخترک رد می‌شوم و از پشت پنجره چهره‌ی زیبایش را می‌بینم و صدای آواز خواندنش را می‌شنوم. می‌دانم هیچ وقت به او نمی‌رسم. می‌دانم هیچوقت در زندگی‌ام فرصت آن را نخواهم داشت که بتوانم نواختن آن را یاد بگیرم و یک ویولنسل‌نواز حرفه‌ای شوم. و می‌دانم حتی اگر یک روز هم بتوانم با دخترک زیبارو و پولدار ازدواج کنم کارمان به طلاق خواهد کشید. آواز عشق شنیدن از دور خوش است. وقتی که با عشقتان زیر یک سقف زندگی کنید بعد از چند وقت تقدس او از بین می‌رود و تبدیل می‌شود به یک همسر سخت‌گیر و بدمزاج که طبقه‌ی اجتماعی‌تان با هم فرق می‌کند و هزار و یک مشکل در روابطتان به وجود خواهد آمد. برای همین همیشه از کنار خانه‌ی گرانقیمت دخترک عبور می‌کنم و به صدای حزن‌انگیزش گوش می‌دهم و با حسرت او را در آغوش ویولنسل‌نوازهای دیگر در حال عشقبازی می‌بینم.
*
تبلیغ روز: اینستاگرام گوریل را فالو کنید siavasho@

نوشته شده توسط گ ف | در چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۷/۲۹ |