اينجا ماه اكتبر است
كدو تنبل همسايه 
كنار در نشسته و خندان
منتظر هالووين...
دخترك كافه چي 
برگ هاي زرد را جارو مي زند
و از پياده رو محو مي كند...
دل من اما بلوار كشاورز است
آبانْ زده و پاييزْ گرفته
پر از برگ هاي نارنجي درختان چنار
و پياده رويي كه بوي خاك و نم مي دهد
و صداي خش خش 
زير كفش هاي كتاني كهنه ام

نوشته شده توسط گ ف | در سه شنبه ۱۳۹۴/۰۸/۱۲ |