امروز اولین روزی بود که به کلاس سهتار رفتم. استاد خوبی بود. خوشحالم از اینکه این ساز را انتخاب کردهام و فکر نمیکنم که تراژدی سنتور و سازدهنی برای این ساز هم تکرار شود. از طرف دیگر امروز اولین روزی بود که به کتابخانه رفتم و جزوههای کنکور کارشناسی ارشد را مطالعه کردم. این اقدام جدیدم هم حرکت خوب و قابل قبولی بود که من را "زمینیتر" کرد. و باعث شد تا من از آسمانی بودن فاصله بگیرم، از دنیای سبک رویاها دور شوم و به آن چیزی که در واقعیت وجود دارد نزدیکتر شوم. امروز در کتابخانه برای اولین بار احساس کردم که دانشجوی کارشناسی ارشد هستم. و همین احساس خیلی دلپذیر بود. چون که طی نمودن کامل این روند باعث میشود که من تا پنجاه سال دیگر هم از لحاظ شغلی و مادی وضعیت مناسبی داشته باشم. همین عامل موفقیت است: اینکه برای پنجاه سال دیگر خودمان هم برنامهریزی کنیم.
اسطورهها به همان سرعتی که به اوج شهرت و محبوبیت میرسند ، سقوط میکنند و در تنفرکده ذهن مردم ساکن میشوند. یکیاش فیدل کاسترو بود که بعد از پنجاه سال بالاخره از رهبری کوبا استعفا داد. لحظهای که سال پیش جلوی چشم مردم کشورش و مردم جهان پایش به زمین گیر کرد و به طرف آن شیرجه رفت هنوز در ذهنم نقش بسته است. به این فکر می کنم که همین چند ثانیه سر خوردن روی زمین تا چه حد تمام نیم قرن حکومتش را تحتالشعاع خود قرار داده و انگار در یک لحظه از عرش به فرش سقوط کرده است.