دووایت هومر را برای اولین بار بود که می‌دیدم. موقعی که به افتتاحیه آثار یک دوست و هنرمند ایرانی، هامون علی‌پور رفتیم تا ساز بزنیم. هومر زمانی دانشجوی دکترای زبان‌شناسی بوده است و در مورد زبان‌های هند و اروپایی از هندی و فارسی بگیرید تا انگلوساکسون و زبان‌های مدرن اروپایی تحقیق می‌کرده است. ولی بعدها درس و مشق را ول کرده و پی نوشتن شعر و نواختن کلارینت و ساکسیفون را گرفته است. با مسئولین گالری، کتی و گرگوری و هومر بین تابلوها قدم زدیم و کمی شراب نوشیدیم و در مورد نقاشی و شعر و موسیقی و زبان و سیاست و یک عالمه چیز دیگر حرف زدیم. و بعد من و هومر شروع کردیم به ساز زدن و آمیختن غریب و هیجان‌انگیز نت‌های تار و کلارینت.


برچسب‌ها: روزمره, نوستالژی
نوشته شده توسط گ ف | در دوشنبه ۱۳۹۷/۰۲/۳۱ |